امیرحسین نادری

تا همین چند سال پیش، تصور شکاف جدی میان اروپا و آمریکا دشوار بود. از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون روابط دو سوی اقیانوس اطلس ستون اصلی نظم بین‌الملل به شمار می‌رفت؛ نظمی که آمریکا رهبر آن و اروپا مهم‌ترین شریکش بود،اما امروز مجموعه‌ای از تحولات سیاسی، امنیتی و اقتصادی نشان می‌دهد این اتحاد تاریخی وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که شاید نه به معنای فروپاشی کامل روابط، بلکه به معنای بازتعریف عمیق آن باشد. در ظاهر، اروپا و آمریکا همچنان متحد هستند، ناتو پابرجاست، همکاری‌های اطلاعاتی ادامه دارد و در بسیاری از بحران‌های جهانی مواضع مشترک دارند، اما زیر این لایه ظاهری اتحاد، شکاف‌هایی شکل گرفته است که هر سال عمیق‌تر می‌شود. از تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ درباره خروج از ناتو گرفته تا اختلافات اقتصادی، بحران اوکراین و رقابت بر سر آینده نظم جهانی؛ همه این‌ها نشانه‌هایی است که تحلیلگران مؤسسه بروکینگز و شورای روابط خارجی آمریکا طی دو سال گذشته بارها درباره آن هشدار داده‌اند.
تولد یک وابستگی راهبردی
برای فهم وضعیت کنونی باید به سال ۱۹۴۵ بازگردیم. اروپا پس از جنگ جهانی دوم عملاً ویران شده بود؛ بخش بزرگی از صنایع آن نابود شد، زیرساخت‌ها آسیب دید و اقتصاد بسیاری از کشورهای اروپایی در آستانه فروپاشی قرار گرفت. در چنین شرایطی آمریکا «طرح مارشال» را اجرا کرد؛ برنامه‌ای که بیش از ۱۳ میلیارد دلار کمک مالی در اختیار اروپا قرار داد؛ رقمی که ارزش آن امروز معادل صدها میلیارد دلار است. 
اما طرح مارشال صرفاً یک برنامه اقتصادی نبود. بسیاری از مورخان غربی از جمله پژوهشگران دانشگاه هاروارد و مؤسسه چتم هاوس معتقدند این طرح در عمل پایه‌های نظم آمریکامحور پس از جنگ را بنا کرد؛ نظمی که در آن اروپا امنیت خود را به آمریکا سپرد و در مقابل، از حمایت اقتصادی و سیاسی واشنگتن برخوردار شد.
ناتو؛ ابزار نفوذ آمریکا در اروپا
در سال ۱۹۴۹ پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو )شکل گرفت. هدف اولیه این ائتلاف، مقابله با اتحاد جماهیر شوروی بود، اما در عمل به مهم‌ترین ابزار نفوذ آمریکا در اروپا تبدیل شد. بر اساس اصل پنجم پیمان ناتو، حمله به یک عضو به منزله حمله به همه اعضا تلقی می‌شود. همین اصل باعث شد چتر نظامی آمریکا بنا کنند. گزارش سال ۲۰۲۵ ناتو نشان می‌دهد حتی امروز نیز بخش عمده توان بازدارندگی این پیمان بر ظرفیت‌های نظامی آمریکا استوار است. این وابستگی برای نسل‌های متوالی سیاستمداران اروپایی، نه یک ضعف بلکه یک مزیت تلقی می‌شد. اما اتفاقات سال‌های اخیر نشان داده که همین وابستگی اکنون به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اروپا تبدیل شده است.
نخستین نشانه‌های اختلاف
با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، بسیاری انتظار داشتند نقش ناتو کاهش یابد، اما برعکس، این پیمان گسترش یافت و کشورهای اروپای شرقی نیز به آن پیوستند. در دهه‌های بعد، آمریکا و اروپا در بحران‌های مختلف، از بالکان گرفته تا افغانستان و مبارزه با تروریسم در کنار یکدیگر قرار گرفتند، اما در همین دوران نخستین نشانه‌های اختلاف نیز آشکار شد. تحلیلگران نشریه اکونومیست معتقدند اروپا از همان زمان به تدریج متوجه شد منافع امنیتی واشنگتن همیشه با منافع اروپایی‌ها یکسان نیست؛ هرچند این اختلافات هنوز آن‌قدر بزرگ نبود که اتحاد دو طرف را زیر سئوال ببرد.
جنگ عراق؛ اولین اختلاف جدی
نقطه عطف مهم در روابط دو سوی آتلانتیک، حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ بود. فرانسه و آلمان به شدت با این جنگ مخالفت کردند و معتقد بودند ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق اثبات نشده است. اختلاف بر سر عراق فقط یک اختلاف سیاسی نبود، بلکه برای نخستین بار این پرسش را مطرح کرد که آیا آمریکا حاضر است بدون اجماع متحدان اروپایی خود، دست به اقدام نظامی بزند؟ فارن افرز و فایننشال تایمز، بعدها طی تحلیل‌هایی از جنگ عراق به عنوان نخستین شکاف جدی در اتحاد پساجنگ سرد یاد کردند؛ شکافی که هرچند ترمیم شد، اما هیچ‌گاه به طور کامل از بین نرفت.
 اما اگر جنگ عراق نخستین ترک در دیوار روابط فراآتلانتیک بود، ظهور ترامپ ضربه‌ای بسیار عمیق‌تر به این ائتلاف وارد کرد. ترامپ همان دوره اول ریاست‌جمهوری بارها کشورهای اروپایی را متهم کرد که هزینه امنیت خود را از جیب مالیات‌دهندگان آمریکایی تأمین می‌کنند. 
او تهدید کرد که اگر اعضای اروپایی ناتو بودجه دفاعی خود را افزایش ندهند، آمریکا ممکن است تعهداتش را کاهش دهد. این سخنان در اروپا شوک‌آور بود، زیرا از زمان تأسیس ناتو، حمایت آمریکا از اروپا تقریباً یک اصل غیرقابل تردید تلقی می‌شد. گزارش‌های اندیشکده «شورای اروپایی روابط خارجی» نشان می‌دهد که از همان سال‌ها بحث استقلال راهبردی اروپا وارد ادبیات رسمی بروکسل شد؛ مفهومی که پیش از آن بیشتر یک ایده نظری بود.
اوکراین و چین؛ چالش های جدید فرا آتلانتیک
حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ ظاهراً اروپا و آمریکا را دوباره به هم نزدیک کرد. میلیاردها دلار کمک نظامی، تحریم‌های گسترده علیه روسیه و هماهنگی سیاسی کم‌سابقه میان دو طرف، تصویری از وحدت غرب ارائه داد، اما در پشت صحنه، نگرانی دیگری در حال شکل‌گیری بود. 
گزارش امنیتی مونیخ در سال ۲۰۲۵ هشدار داد بسیاری از دولت‌های اروپایی به این نتیجه رسیده‌اند که نمی‌توانند امنیت قاره را فقط با تکیه بر چتر امنیتی آمریکا تضمین کنند. نگرانی اصلی این بود که اگر در واشنگتن دولتی با رویکرد مشابه ترامپ روی کار باشد، چه تضمینی وجود دارد آمریکا همچنان حاضر به پرداخت هزینه‌های امنیت اروپا باشد؟ به همین دلیل بحث افزایش بودجه دفاعی اروپا، توسعه صنایع نظامی مستقل و حتی ایجاد سازوکارهای امنیتی مکمل ناتو بیش از هر زمان دیگری جدی شده است. یکی دیگر از زمینه‌های اختلاف میان اروپا و آمریکا، نحوه برخورد با چین است. واشنگتن، چین را مهم‌ترین رقیب راهبردی خود می‌داند و خواهان همسویی کامل متحدانش در مهار پکن است، اما بسیاری از کشورهای اروپایی، به ویژه آلمان روابط اقتصادی گسترده‌ای با چین دارند. 
بر اساس داده‌های کمیسیون اروپا، چین یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری اتحادیه اروپاست و قطع یا محدود کردن این روابط می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای اقتصاد اروپا داشته باشد. به همین دلیل برخلاف آمریکا، اروپا هنوز تمایل ندارد وارد یک رویارویی همه‌جانبه با چین شود.
تاثیر این شکاف بر جهان
مساله فقط روابط اروپا و آمریکا نیست. اتحاد فراآتلانتیک طی هفت دهه گذشته ستون اصلی نظم بین‌الملل بوده است. بسیاری از نهادهای جهانی، ساختارهای امنیتی و حتی نظام مالی بین‌المللی بر پایه همکاری این دو قطب شکل گرفته‌اند. تحلیلگران فارن افرز در سال جاری میلادی از مفهومی به نام «ناتوی بدون اطمینان» سخن گفته‌اند؛ وضعیتی که در آن اروپا همچنان به آمریکا نیاز دارد، اما دیگر از تداوم حمایت واشنگتن مطمئن نیست. این عدم اطمینان شاید مهم‌ترین تغییر ژئوپلیتیکی سال‌های اخیر باشد؛ تغییری که آثار آن نه فقط در اروپا، بلکه در آسیا، خاورمیانه و حتی بازارهای جهانی انرژی نیز دیده خواهد شد.
پایان اتحاد یا آغاز بازتعریف؟
واقعیت این است که اروپا و آمریکا هنوز نزدیک‌ترین متحدان جهان هستند. حجم تجارت میان دو طرف از هزاران میلیارد دلار فراتر می‌رود، همکاری‌های اطلاعاتی ادامه دارد و ناتو همچنان قدرتمندترین ائتلاف نظامی جهان است، اما همان‌طور که پژوهشگران چتم هاوس، بروکینگز و شورای روابط خارجی آمریکا هشدار می‌دهند، روابط فراآتلانتیک دیگر مانند گذشته نیست. 
پرسش امروز این نیست که آیا شکاف وجود دارد یا نه؛ پرسش اصلی این است که این شکاف تا چه اندازه عمیق خواهد شد؟ آیا اروپا به سمت استقلال راهبردی حرکت می‌کند؟ آیا آمریکا تمرکز خود را از اروپا به آسیا منتقل خواهد کرد؟ آیا ناتو می‌تواند با شرایط جدید سازگار شود؟ پاسخ این پرسش‌ها فقط سرنوشت روابط اروپا و آمریکا را تعیین نمی‌کند؛ بلکه شکل نظم جهانی در دهه‌های آینده را نیز مشخص خواهد کرد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی